جمعه 30 شهريور 1397 10 محرم 1440 Friday 21 September 2018
نام قوم باستانی آلان, آلان ها یا آس ها یکی از اقوام ایرانی بودند که در شمال غربی ایران و از جنوب تا شمال قفقاز و محدوده دریای خزر سکونت داشتند. و از آنها به عنوان مردمانی با مهارت های جنگاوری و اینکه در پرورش اسب تخصص داشته و سوارکارانی ماهر بوده اند, یاد و توصیف شده اند.

هُلسیان - بخش تاریخ: بررسی تاریخ مردمان آلانی بسیار پیچیده است, چرا که از آنها در دوره های مختلف تاریخی با نام های مختلفی یاد و معرفی شده اند و بر اثر کوچروی ها, آنها دارای جغرافیای پراکنده ای بوده اند. اما در این مقاله بر چگونگی تاریخ باستانی, فرهنگ و نژاد این قوم پرداخته و تمامی مطالعاتی که درباره این قوم ایران تبار شده است را گرداوری نموده تا بتوانیم آلان ها را بهتر و از هرآنچه که بوده اند بشناسیم.

لازم بذکر است که در متون تاریخی و نوشته های تاریخ نگاران از این قوم به شکل ها و نام های متعددی نام برده و معرفی شده اند, به نحوی که رابطه بین آلان ها, آس ها و سرمت ها و یا اسکیتی ها در طول دوره های تاریخی و جغرافیای مختلف و نیز شباهت های فرهنگی و زبانی آنها رویه درک, شناخت و پی بردن به حقیقت نژادی, قومی و جغرافیایی این قوم(آلان ها) یا اقوام نامبرده بر ما دشوار کرده است.

آلانان-آلان ها از جمله تیره های ایرانی تبار بودند و به زبان های باستانی شمالی ایران تکلم داشتند. و نشانه های بسیاری از دوره های کوچروی اقوام آسیانی بر خود دارند و بازماندگان آنها امروزه در سرزمین قفقاز سکونت دارند. محققان باور دارند که آلان ارتباطی با واژه آریا دارد, و اضافه می دارند که قوم ایرون در اوستیا در حدود مرز روسیه و گرجستان بازمانده این قوم هستند. آلان ها از نظر ارتباط قومی با اسکیتی ها و سرمت ها مرتبط و گاهی نیز ترکیب شده اند. این قوم به آس ها نیز معروف اند و قوم اُسِت یا اُسِتین که اکنون در قفقاز سکنی دارند از بازماندگان این قوم هستند.

آلان ها به گرجی (آس ها) در واقع قدرتمند ترین گروه از عشایر سرمت ها - سرمتیان (سرم ها) و از طوایف متعدد ایرانی بودند که پراکندگی جمعیت و جغرافیایی آنها از سده اول تا سوم پیش از میلاد در سراسر دشت های شمالی و شرقی دریای سیاه را شامل می شد. بخش اکثر جمعیت آلان ها در دوره های باستانی در مناطق شمال دریای کاسپین(خزر) و دریای سیاه زیست داشته اند و بعدها نیز بر شبه جزیره کریمه و ناحیه ازوف و مناطق زیادی از قفقاز وارد شده اند.

در اوایل میلاد مسیح نقش آلان ها در میان سایر قبایل سرمتی آشکار بود و چنانکه مورخان بیزانسی و رومی نیز عمدتا از سرمت ها با نام آلان ها یاد می کرده اند. از نظر زبانی آلان ها نیز, می توان آن را در گروه زبانهای ایرانی(شاخه شمالی) همچون سکاها - ماساگتی و غیره قرار داد. و از نظر توان نوشتاری آنان, با در نظر گرفتن نوع زندگی که داشتند نمی توان غنی دانست. محققان با بررسی ها زبانشناسی و با تطبیق و پژوهش زبانهای قفقازی و ترکی توانستند قسمتی از زبان تاریخی آلانی را بازسازی نمایند. به نام این قوم در اسناد تاریخی به شکل های گوناگونی اشاره شده است. معرفی این قوم همانطور که از منابع تاریخی برمی آید به دو نام شناخته شده است, آسی ها و آلان ها.


آلان(الان-اران-الان) در فارسی و عربی معادل آلانوی یونانی, و آلانی - هالانی رومی است, و در فولکلور آسی (بازماندگان این قوم) آلان بصورت, آلون شناخته می شود. روس ها و مجارها(یاس-یاسی), گرجیان(اوسی-اوست), یونانیان(اورسوی-الاموی-سیراکوی-لازیگس-اسایوی-رهوگسولوسنوی), نام دیگر این قوم در متون تاریخی مختلف به نام (آس) اشاره شده و در فارسی و عربی نیز همینطور.

و امروزه از نام (آستیا - آس تیانس) بطور رسمی برای نامیدن آلان ها بکار می برند. امروزه روز نیز حدود مردمان جمهوری اُستیای شمالی و جنوبی کشور خویش را تا حد زیادی به نام ایرون و زبان خود را ایرونیگ می نامند که ارتباط زیادی با نام های ایران و اران و آریان دارند, (لازم بذکر است که قوم آس یا اُسی ها-از جمله اقوام آسیای مرکزی بوده اند).

کوزنتسف دانشمند روسی در دانشنامه بزرگ شوروی(آلن ها) را به عنوان قومی با زبان ایرانی معرفی می کند که در قرن نخست پیش از میلاد مسیح از سرمت های نیمه چادر نشین شمال دریای کاسپین جدا شده تا در منطقه میان دریای ازف و ماوراء قفقاز سکونت گزینند.

هنگامی که تاریخ آلان ها و رابطه آنها بین آس ها را مطالعه می کنید به عمق پیوستگی این دو پی می برید, بطوری که تاریخ نویسان متعددی از این دو نام با یک بنیه تاریخی یاد نموده اند. بطلیموس و استرابو سرمت‌ها را به لفظی که شبیه اُس می باشد نگاشته, بطوریکه در مصادر غربی این الفاظ بصورت مترادف بیان می گردند. یوهانس پلانو کارپینی (فرستاده پاپ به دربار مغول در سده‌ی سیزدهم میلادی) و یوسفوس بارباروس (سیاح سده‌ی سیزدهم) هر دو عبارت آلان یا آس را به کار برده‌اند. از سوی دیگر در تاریخ نویسی اسلامی قوم آس را جدای از آلان می دانستند و موطن آنها را جایی در میانه قلمرو آلان ها اشاره و بیان کرده اند.

حمدالله مستوفی در اشاره فاصله‌ی شهرها از مکه (الان و چرکس) را ٣۵٠ فرسنگ, (آس و روس) را ۴٠٠ فرسنگ و دشت قبچاق را ۴۵٠ فرسنگ بیان نموده است, بطور کلی این ابهام تردید های بسیاری در چگونگی ارتباط این دو نام بوجود آورده که نظرات محققان در مورد این امر متفاوت می باشد, اما با در نظر گرفتن شواهدی چون نام‌های جغرافیایی, اسامی افراد و نام تیره های بسیار متعددی که از این قوم بر جای مانده و نیز واژگان کوتاهی از زبان یاسی (آسی) مهاجران آلانی سده‌ی سیزدهم در مجارستان (که با ترجمه‌ی لاتینی در سال ١۴٢٢م. تحریر گردید) و دو سه عبارتی که یوهانس تزتزیس در سده‌ی دوازدهم میلادی در ضمن آوردن نمونه‌ها از زبان‌های خارجی از زبان آلانی نقل کرده, به ارتباط ایرانیت زبان آلانی و پیوند نزدیک آن با آسی نو-زبانی که در قفقاز شمالی هنوز رایج است, پی می‌بریم. البته پس از حمله‌ی مغول لفظ آلان به تدریج کم رنگ شد و آس جایش را گرفت.

نژاد آس ها
آس ها از نظر نژادی به جمعیت ابتدایی و باستانی شمال قفقاز و اقوام ایرانی شامل سکاها(سده هفتم و هشتم پیش از میلاد) سارمات ها (سده چهارم تا اول پیش از میلاد) بویژه آلان های (سده اول میلادی)وابسته هستند. قبیله های بومی, زبان و اغلب جنبه های فرهنگی قبیله های ایرانی را که در بخش مرکزی قفقاز ساکن بودند اقتباس نمودند. اتحاد قوی آلان ها و آس ها که حاکی از تشکیل ملت آسی بود بر اثر حمله تاتارهای مغولی فرو پاشید. تشکیل ملت اُسی دوباره در اواخر سده پانزدهم آغاز شد و تا قرن هجدهم هویت نژادی اُس ها به خوبی معلوم گردید. نیاکان آس ها را در منابع اروپایی و شرقی آلانی می نامند. پس از رانده شدن آلان ها تا به دره های قفقاز-در آنجا چهار جامعه وسیع در سراشیب شمالی و بسیاری جوامع کوچک بوجود آوردند که وابسته به فئودال های گرجستان در سراشیب های جنوبی بود. تا قرن ها آس ها با گرجی ها و سایر اقوام مجاور در تماس بودند. و از طرز زندگی و فرهنگ و زبان آن ها استفاده کردند.

از نظر جغرافیای تاریخی آلان ها می توان گفت که ظهور آنها با تاریخ سرمت ها همسان است و با در نظر گرفتن دو هجوم بزرگ هون و مغول به ایشان دوره های نخست و پایان آلانی ها را از دوره های مختلف آشکار نمود. از این رو چنین می توان استنباط کرد که سده های چهارم تا چهاردهم میلادی را دوره‌ی میانه‌ی تاریخ اقوام ایرانی شمالی (شمال غربی) به شمار آورد. آلانیه به بیان اروپائیان از دشت‌ها و کوهپایه‌های واقع در شمال جبال بزرگ قفقاز است که از رود کوبان و دریای سیاه در مغرب تا تنگه‌ی داریال در مرکز این جبال و از آنجا به سوی پستی‌ها داغستان شمالی در مشرق تا بحر خزر کشیده می‌شود.

همانگونه که مشخص است تاریخ الان ها به سه دوره تقسیم می شود...
- دوره نخست از ابتدای میلاد مسیح و تا به دوره کوچ های بزرگ
- دو.از دوره کوچهای بزرگ تا تاخت تاتارها و تیمور
- سه:از دوره تاخت تاتارها و تیمور تا کنون

دوره نخست از ابتدای میلاد مسیح و تا به دوره کوچ های بزرگ: آلان ها در این زمان با وضع نمودن تفکرات سازنده نظامی در پیشبرد اهداف جنگاوری و تثبیت خود به عنوان قومی قدرتمند و کوچرو, خود را به تاریخ معرفی می کنند. استرابو از چگونگی توان و قدرتمندی نظامی آنها یاد می کند و چنین بیان می دارد که (شاه آلان ها می تواند تا دویست هزار سوار تیر انداز در ارتش خود گرد آورد و وی اضافه می کند که الان ها کنترل بخشی از مسیر های بازرگانی را به دست داشته و از این طریق ثروت بسیار بر هم آورده اند و زینت آلات بسیار را هم دارا بودند). ایشان با هم پیمانی هایی دوره ای و در اختیار گذاردن خدمات نظامی به دولت های مقتدر اشکانی-ساسانی و تا رومی و بیزانسی و خزری جایگاه ویژه در اختیار داشتند. از این رو چنین می شود استنباط کرد که آنها در دوره ای مشخص(سده یکم تا سده چهارم م)در راس قدرت قرار داشته و بر دیگر قبایل چیره بودند و آنها را کنترل نیز می نمودند.

برما واضح است که در حدود همین تاریخ است که گروهی از آلان ها استقلال جسته و از سرمت ها جدا شده و منطقه وسیعی از قفقاز شمالی(از ناحیه ازوف تا چرکس)را متصرف نموده اند. پراکندگی آلانان سرزمین‌های وسیع‌تری را از دربند تا دهانه‌ی ولگا در برمی‌گرفت. و همانطور که از وجود اسامی گرجی نیز برمی آید گاه گروه هایی از آنها در حدود این سده ها به گرجستان رفته و هر چند به دلیل اندک جمعیت در بومیان تحلیل می رفته اند. یکی از امکان ها و عامل های تضمین قدرت آلان ها وجود مرزها و رشته کوه های سخت و دشوار جبال قفقاز بود که هم عامل برتری و هم پیکری بزرگ برای جلوگیری از یورش دولت های جنوبی بود.(داریال) معبر دیگر ایشان مرکز رشته‌کوه‌های قفقاز و در شمال تفلیس است که به نام(دروازه کاسپین)در آثار کلاسیک غربی معروف می باشد.

لفظ (داریال) صورتی می باشد از (دار- آلان یا (درِ آلان) و در کتیبه‌ی شاپور اول (البته فقط بخش پارتی آن خواناست) با حروف (ترعا الانن) و در کتیبه‌ی کرتیر (ببا الان) حک گردیده است. (ترعا و ببا) دو لفظ آرامی به معنی دروازه می باشد و در هزوارش پهلوی (در) بیان می‌شود. ترجمه تازی(باب آللان)نیز(در آلان) می باشد. قبل از ایجاد جاده‌ی نظامی قفقاز در سده‌ی نوزدهم، این گذرگاه به صعوبت شهره بود و سپاهیان را لحظه ای از بیم شبیخون دشمن در کمین نشسته, ارام خاطر نمی‌گذاشته است. و استحکاماتی که در هر دو جانب تنگه‌ی داریال بنا شده بود, کار عبور را سخت تر می‌کرد. مسعودی نیز می‌نویسد: (مابین مملکت الان و جبل قبخ-قفقاز بزرگ-بر یک دره‌ی بزرگ قلعه و پلی هست که قلعه را قلعه‌آللان گویند و این قلعه را به دوره های پیشین یکی از شاهان قدیم ایران به نام اسپندیار بنا ساخته است و در آنجا مردانی نهاده که قوم آلان را از وصول به جبل قبخ مانع شوند که جز بر این پل و از زیر این قلعه راه ندارند.از تفلیس تا این قلعه پنج روز راه می باشد. مسعودی در باب آلانیه پایتخت الان را (معص) می‌نویسد که تصحیفی از (مغص) و این نیز خود معرّب (مگس) می باشد و می نویسد که سی هزار سوار همواره در رکاب شاه آلان هستند, پادشاهی که به تدبیر و شجاعت مشهور است و در میان شاهان, صاحب نفوذ و شوکت است. در مملکت وی دهکده‌ها چندان به هم نزدیک اند که هرگاه خروسی بانگ می زند پاسخ خروس‌های روستا‌های پیرامون را می‌توان شنید.

در حدود الاعالم (آلان) یکی از پنجاه و یک کشور ربع مسکون, پس از روم و سریر و پیش از خزر و سقلاب, در بخش چهل و هشتم با عنوان (سخن اندر ناحیت الان و شهرهای وی) درج شده است. و ابن رُسته آلان را مرکب از چهار قبیله می‌داند که اشرف ایشان دحساس نام داشته است وی لقب شاه آلان را (بغایر) نگاشته و می‌گوید که باب اللان بر کوهی پایین‌تر از جبال پیرامون بنا شده و هزار تن از اهالی آن پیوسته به حراست مشغولند, و نیز باب الابواب-دربند-از رأس کوه قفقاز (جبال القبق) تا دریای خزر گسترده و سه میل در دریا پیش می‌رود. سه شهر آلان نیز در حدود العالم بیان شده: کاشک-بندر بازرگانی در کرانه‌ی دریای گرز, سیاه-خیلان-جایگاه لشکریان, در آلان که شهری است چون قلعه بر سر کوه و روزی هزار مرد به نوبت باره‌ی این قلعه نگاه دارند.

موقعیت جغرافیایی آلانیه به گونه‌ای بود که از جنوب با قلمرو نفوذ بیزانس و ایران ساسانی و در زمانی دیرتر با ثغور اسلام مجاورت داشت و از جانب شمال در معرض سیل روان اقوام بادیه‌نشینی بود که برای یافتن چراگاه‌های تازه, همواره با یکدیگر در زد و خورد بودند ـ درست همان طور که نیاکان آلانان یعنی سرمت‌ها خانه به دوشانِ سرگردان مرغزارهای بی‌کران شمالی بودند. این امر موجب می‌شد تا مرزهای شمالی آلان در طول اعصار, میان اقوام بیابانگرد یا نیمه مسکون همواره دست به دست گردد. استیلای آوارها در سده‌ی هفتم میلادی جای خود را به خزرها داد که باشندگان قفقاز شمالی را چندی مقهور ساختند و سپس کش‌ مکش خانان ترک با طوایف بلغار رخ نمود و تا چند قرن جامعه‌ی آلانی را تحت شعاع داد. این منازعات باعث تنگ شدن اراضی آلان می‌شد و این قوم را بیش و بیشتر به سوی کوهپایه‌ها می‌راند. بنابراین به تعبیری می‌توان آلانیه را مرز میان صحراگردان و سرزمین‌های متمدن تلقی کرد. از همین رو است تمدنی که آلانان از همسایگان جنوبی اخذ کردند و در طی سده‌ی دهم تا دوازدهم میلادی به اوج خود رسید, هرگز نتوانست در این قوم و زمین ریشه‌ای ژرف بدواند و به گونه‌ای برجسته جلوه کند. این تمدن همواره دستخوش تزلزل بود, کما این که آلان نتوانست به خط و کتاب دست یابد و ادبیاتی مکتوب از خود به یادگار بگذارد.

آلان ها در این دوره همانگونه که از شواهد بر می آید دارای بنیه جنگ آوری بسیاری بوده و حتی در نبردهای دوم در منطقه آسیای صغیر غربی و به ویژه آناتولی و ارمنستان و ماد نقش داشته اند. طبق کتیبه بلاش فرمانروای دوره اشکانی برآمده که ویدر سال یازدهم شهریاری خود به نبرد با کولوک شاه آلان ها برخاسته است. تاریخ نگار بنام یهودی نیز در کتاب جنگ های یهود گزارش می دهد که آلان که وی آنها را قبیله ای سکایی می پندارد با گذر از دروازه های آهنی قفقاز و شکست دادن شاهان ماد و ارمنستان به غارت می پردازند. سال 75 میلادی آلانی ها با ایبریان(گرجی ها) هم پیمان شده و به آذربایجان تاختند. پاکر شاه آذربایجان به کوه ها عقب نشست و سپس به ارمنستان حمله برده و بر تیرداد غلبه کردند و تیرداد نیز در این یورش کشته شد. بلاش نیز با مشاهده این رویه از وسپازیان یاری خواست که بی جواب ماند. در دوره فرمانروایی خسرو آلانها و فرسمنس پادشاه ایبریان از قفقاز بر آذربایجان یورش برده و موفق نبوده و بعد از آن بلاش دوم بر تخت جلوس کرد و از 130 تا 148م فرمان راند و در این زمان نیز آلانها به تحریک فرمانروا گرجیان از بند داریال گذشته و آذربایجان را مورد تاخت قرار دادند ولی اینبار نیز توسط سلهشوری پارتیان به عقب رانده شدند.

بطور کلی آلان ها در یکی از مهمترین پیشروی های خود با دو سرزمین دولتمند یعنی ایرانیان و رومیان مواجه گردیدند. بطوریکه در سال 65پ.م آلان ها قدرتمندانه بر علیه لژیونرهای پمپیوس(از بزرگترین سرداران رومی) و در برابرش با میتریدات(مهرداد) اشکانی نبرد نموده و بعدها نرون امپراتور روم بر ضد آلان ها به لشکر کشی پرداخت. آلان ها در(جنگ های با ژرمن) در زمان فرماندهی مارکوس اورلیوس متحد مارکومان ها علیه رومیان بودند و در زمان امپراتور فلاویوس جنگ را به مرزهای امپراتوری روم کشاندند. بعد از آن نیز در برابر اریانوس سردار رومی سپاه ادریانوس دست از نیرد کشیدند و بدون آنکه شکست قطعی بر آنان وارد اید. همین امر باعث بستن قراداد صلح امپراتوری روم 75 م با آنها شد. طبق نوشته های امیانوس مارسلینوس آلان ها تا قرن 4 م همچنان سرزمینهایی را که بر اساس این قرارداد به آنها داده شده بود کنترل می نمودند.

در سده چهارم میلادی رشته ی وحدت و یگانگی سرمت(آلان ها) با هجوم و تاختن هون های آسیای داخلی از هم گسسته گردید و عامل پایان مرحله باستانی تاریخ ایرانیان شمالی شد و به موجب آن دوره جدیدی آغاز گردید آلان ها به دو بخش اروپایی و قفقازی تقسیم می گردند. بخشی از آلان ها به غرب رفته و در اقوام اروپایی مستهلک شدند و گروه دیگر در جلگه ها و کوهپایه های قفقاز ماندند. همزمان با موج(مهاجرت بزرگ اقوام)دسته ای از آلان های اروپایی به همراه برخی تیره های ژرمنی همانند ویزیگوت ها و وندال ها مهاجرت هاي بزرگی كه در اين دوران از شرق به غرب اروپا در جريان می بود. همراهی می کردند و پس از دو بار حمله به ایتالیا سرانجام به سرزمين های دور دوست باختر اروپا يعني (گل-فرانسه كنوني) و شبه جزيره (ايبريا-اسپانيا و پرتغال كنوني)نیز کوچ می کنند. در رویه اين مهاجرت ها, نبردهایی نيز ميان اين كوچروان با دیگر تیره های قديمي تر روی مي داده كه باز جنگاوری و همپیمانی آلان ها و وندالی برتری می یافتند. براي مثال (گريگوري اهل تور در تاريخ فرانك ها) گزارش مي دهد كه چگونه به هنگام عبور از رود راین و در رویه نبرد ماینز در سال 407م آلان ها به فرمانده ای رسپندیال و در حالی که وندال ها در کمین فرانک ها غافلگیر شده و پس از کشته شدن فرمانده شان در حال شکست بودند به یاری متحدین خود می شتابند و سلحشورانه فرانک ها را پس می زنند. برخی از آلان ها نیز باز به همراه وندال به شمال آفریقا کوچ کرده در آنجا مسکون می شوند به طوريكه فرمانروايان وندالي شمال آفريقا خود را(شاه وندال ها و آلان ها)می نامیدند. در اسپانیای امروزی ایالتی هست به نام کاتالونیا که بازتاب اتحاديه ای است كه در رویه این كوچ ها تشكيل شده و نام(گوت-آلنیا) داشته و به معني ايالت گوت ها وآلان ها بوده است.امروزه با بررسی نام های خاص فرانسوی الاین و انگلیسی الان و نامهای شماری از شهرها وناحیه ها در فرانسه(اس س) و اسپانیا(اس-انیا) امروزی نيز نشانه های هستند از همين كوچ های بزرگ آلان ها به سرزمين های دوردست اروپای غربی.

لهستان امروزی سرزمین دیگری می باشد که بخش دیگر آلان ها که از شمال دریای سیاه به اروپا کوچ کردند وارد شدند. از این رو کراوات ها و صرب ها به عنوان دو قبیله آلانی(نام کراوات در کتیبه هایی دوره سده سوم م برآمده از شهر تاناییس بر رود دن به عنوان آلانی معرفی گردیده است-و پتولمی قبیله صرب را وابسته به سرمتیان در شمال قفقاز می داند و اسناد غیر صربها رو متعلق به استپهای منطقه ولگا-دن می دانند) به تاریخ شناخته میشود. این دو قبیله سرانجام در حدود مناطق باختری بالکان کوچ و سرزمین های امروزی استقرار می یابند. و آلانی هایی که در قفقاز مسکون شده بودند رویه کوچروی را نه گفته و یکجانشینی پیشه کردند. بطور کلی این موارد نخست پیدایش پادشاهی آلانیا در قفقاز که مربوط به دوره دوم تاریخ آلان ها است می باشد.


آلان هایی که در حدود قفقاز بماندند و طریق یکجانشینی پیشه نمودند, پای در دوه دوم تاریخ خود نهادند. آلان ها با یکجانشینی منسجم و به تدریج با گردهم و پیوسته شدن تمامی تجمع آلانی های قفقاز دوره نوینی در سازماندهی دولت خود بوجود آوردند. در این رویه پایگاه های فرهنگی و تمدنی چون صنعت, معماری, ارتباطات و در دولتمندی دارای گستردگی وسیع شدند. روابط سیاسی و فرهنگی بسیاری نیز با دیگر ملل محدوده چون روسیه,بیزانس,گرجستان و ابخازیا بیشتر شد و از این رو نام پادشاهی آلانیا را در حدود سده هشت م.م از نظر سیاسی پدیدار می گردد. پادشاهی آلنیا را در این دوره ها می توان در زمینه ارتباطات سیاسی و به دست آوردن کنترل بخش هایی از مسیرهای تجاری و بازرگانی(کسب عوارض گمرکی) صاحب امتیاز دید و از این رو حجمه ثروت زیادی نیز کسب کرده اند. از این رو در میانه برخوردهای سه قدرت بزرگ امپراتوری خزرها - خلافت عباسی و فرمانروای بیزانسی(روم شرقی) دارای نقش و واسطه بوده اند. در حدود یورش عرب های مسلمان(آغاز سده 8). آلان ها با هم پیمانی خزرها از نفوذ تاخت تازی ها و جهاد اسلام به آنسوی کوه های قفقاز را گرفتند. از همین رو آنها با حفظ نمودن این اتحاد توانستند که یکبار بر ارتش بیزانسی پیروز گردند. البته سلسله جنگ هایی در اواخر اقتدار ترک های خزر میان خزرها و بیزانس بر سر اداره بنادر شرق دریای سیاه اتفاق افتاد که در آن اقوام مسیحی آلان و روس با اتفاق هم علیه بیزانس جنگیدند که بطور کلی این جنگ ها شکست نهایی ترک های خزری را در پی داشت و آلان ها نیز در این رویه استقال خواستند و سرانجام رشته کوهای قفقاز رو به دست آوردند.

در دوره ای که خزرها توسط روس ها سرنگون گشتند. آلانیا ها اتحادی با گرجی ها و بیزانسی ها بستند که در برابر یورش قبیله های وحشی ترک همانند(قبچاق ها-پچنگ ها)خود را در امان نگاه بدارند. به موجب پذیرش مسیحیت توسط خاندان های حاکم آلانی ها رفته رفته عملا در حوزه تمدن مسیحی قرار بگرفتند و در میانه دو دنیای بزرگ دینی اسلام و مسیحیت به عنوان شمالی ترین کشور مسیحی در جبهه کلیسا یاری رساند. رفته رفته الان ها و روس ها بطور مکرر جنگ های داشتند و گاه همراه هم و در یک جبهه علیه ملل پیرامون ستیز داشتند. آلان هم در همین دوره به همراه روس ها سرزمین اران را در سال(1033) به تحریک بگرات چهارم پادشاه گرجستان علیه ابوالاسوار حاکم شروان که خود از جانب الپ ارسلان سلجوقی حمایت می شد حمله و شهر شروان را تصرف می نمایند. آلان ها در این دوره با گرجی ها در رویه پیشبرد اهداف مسیحیت(سده 13-12)همکاری داشتند چنانکه سواره نظام آلانی با نیرو های گرجی در جنگ علیه مسلمانان همسایه هم راه بودند. این هجوم در دو سال بعد(1062) دوباره تکرار گردید که آبادانی های اران و شروان تا به مرز ارس غارت شد و شهرهای شکی و شمکور و گنجه و بردعه دوره ای در محاصر بودند از این رو اتحاد گرجی و آلانی در سال(1189)به اوج خود رسید. احمدبن لطف‌الله منجم‌باشی در جامع‌الدّول به نقل از رساله‌ی گم‌شده تاریخ‌الباب چنین روایت می‌کند که به سال(ه454-م1062)سپاه الان از باب اللان بگذشت و پس از کشتارهای فراوان در خاک اران بیست هزار زن و مرد و کودک را به اسارت گرفت. از این وقایع چنین می شود استنباط نمود که آلان ها از برتری نظامی قابل توجهی در سده یازدهم م.م برخوردار و قدرت افزونی روز به روز پس از سقوط دولت خزرها شاهد بوده اند.در طول این دو قرن که کشور آلان ها رویه اوج رشد سیاسی و کشور داری و اجتماعی و مدنی خود را تجربه می کرد. ارتباط های سیاسی و پیوندی متعددی با دیگر دولت های مسیحی پیرامونی و دور چون(گرجستان-قسطنطنیه-روس-ابخاز و سریر برقرار می نمودند.

در حدود این سال ها که اوج اتحاد آلانی ها و گرجی ها بود ازدواجی میان شاهزاده آلانی(دیوید سوسلان-از شاخه آسی دودمان لگراتیان گرجی)با ملکه گرجی(تامار-نسب وی از سوی مادری به پادشاهی آلان) سرگرفت که دست آورد های بسیاری از نظر پیروزی های نظامی برای گرجیان در پی داشت و بطوریکه فرزندان این زوج الانی-گرجی تا سده 19م بر گرجستان فرمانروایی نمودند. در این دوره شاه دخت ها و بانوهای آلانی بسیاری به ازدواج با فرماندهان روسی و بیزانسی در می آمدند. چنانکه ماخذ بیزانسی بیان می دارند که کنسانتین نهم امپراتوری کشور به سال (1042-1055) با شاهدختی آلانی ازدواج نمود.گئورکی پادشاه گرجستان نیز دختری از خاندان سلطنتی آلان را به عنوان زوجه‌ی دوم خود پذیرفته بود. پسر وی بگرات چهارم به سال(1072م-1027)-(30) بورنا را به نکاه خویش درآورد. بورنا خواهر دورغلل سی و یکمین پادشاه آلان بود که از طرف بیزانس به عنوان کبیر ملقب شده بود. ماریا که دختر بورنا بود به همسری میخائیل هفتم امپراتور بیزانس به سال(م1078-1071)درآمد. این امپراتور, ایرینا نام دختر دورغلل را به تزویج یکی از نجیب‌زادگان یونانی به نام ایزاک درآورد. بیزانسی‌ها از(ایرینای آلانی)با لقب واسیلیسا به معنی ملکه یاد کرده که از بلندی مقام پدر وی نشان دارد.

البته پادشاهان آلان از سده‌ی دوازدهم میلادی به جانب شمال از نظر ارتباطات نیز توجه داشتند چنانکه خویشاوندی با امیرنشینان اسلاو به منزله‌ی عقد اتحاد با طوایفی بود که دامنه‌ی نفوذشان رو به گسترش داشت. لقب یاسی (اُسی-آس) از القابیست که در اسناد اسلاوی از این چند عروس یاد و نام برده شده است. النای یاسی دختر سواران یاسی که دختری دارای جمال بود از جمله افرادیست که در (م 1116) در کی یف به نکاح امیرزاده یاروپولک نام پسر ولادیمیر درآمد. دیگر امیرزاده‌ی زوجه‌ای ماریانام ملقب به (یاسی) داشت و خواهر ماریا به ازدواج شاهزاده‌ی کی‌یف مستی‌سلاو درآمد.

پیوند هایی زناشویی نیز آلان ها با همسایگان شرقی داشتند. (سریر) نام نواحی کوهستانی داغستان که در سده‌ی دوازدهم میلاد بیان می‌شد و صاحب السریر به معنی صاحب تخت بر طایفه های حدود خود چون قوم اور (هم اکنون در آنجا می زیند)فرمانروایی می کرد و کیش نصرانی داشت. در این باره مسعودی چنین می نویسد(مجاور این مملکت, سریر, مملکت آلان است و شاه آن را کرکنداج می خوانند و این اسم همه شاهان آنجا می باشد), فیلان شاه نیز چنین است و نام همه‌ی پادشاهان سریر است و اکنون میان او (پادشاه آلان) و پادشاه سریر خویشاوندی است که هر یک خواهر دیگری را به زنی گرفته است.

مغول ها یا همان منگول ها با هجوم خود توسط چنگیزخان مغول از چین و آسیای مرکزی تا خراسان و ایران در حدود قرن سیزدهم و حمله تیمور در قرن چهاردهم صدمات بسیاری از تمامی جوانب بر آلان ها وارد نمودند و از این بابت جان مسیحیت را نیز به هراس می اندازند. چنانکه جوئینی در این باب چنین می نویسد که چون سلاطین روم و شام و ارمن و آن حدود از بطش و انتقام و رکض و اقتحام او هراسان بودند با یکدیگر بیعت کرده بودند و به دفع او یک تیغ شده و لشکر گرج و آلان و ارمن و سریر و لکزیان و قفچاق و سونیان و ابخاز- و شام و روم جمله مجتمع شدند

اردویی از مغول یسرداری سُبتای, بزرگترین سپهسالار چنگیز, که در تعقیب سلطان خوارزمشاهی به ارمنستان و گرجستان رسیده بود. در سال(620ه/1223م) از دربند بگذشت و به جلگه های قفقاز شمالی سرازیز شد که در اینجا اولین رویارویی با آلان بود که مطابق قول ابن اثیر: لشکر تاتار بر آلان هجوم آورد, ایشان را قتل عام کرده با مبادرت به خشونت و ارعاب غارت کردند و اسیر گرفتند و به جانب قبچاق رهسپار شدند. هدف اصلی مغول قبچاق بود که دارای سرزمینی با پهناوری و نیز اداره دشت های شمالی بود و با گذشتن از سد آنها به منزله فتح اروپای شرقی بشمار می آمد. ابن اثیر چنین می نگارد:

در آن سوی دربند مغولان با الانان و قبچاق‌ها مواجه شدند. به قبچاق‌ها گفتند: ما و شما از یک نژادیم-اما الانان از شما نیستند که به ایشان یاری رسانید. دین شما نیز مانند آنها نیست. قبچاق‌ها از آلان روی گرداندند, اما مغولان بعداً به قبچاق‌ها پشت کردند. ابن الاثیر در ادامه این باب چنین بیان می دارد: تاتارها به آلان ها بتاختند و ایشان را کشتار کردند و از هیچ هتک حرمت و چپاولی فروگذار نکردند و اسیر بسیار گرفتند و سپس به سوی قبچاقها یورش بردند.

بطور خلاصه و کلی, سرزمین آلان ها با تمامی مواردی که در دوره مغول ها و تاتارها بر خود وارد دیدند. تاخت و تازهای مغول و تاتار و سپس جنگ‌های تیمور در سده‌ی چهاردهم میلادی ملک و دولت آلان را تماما نابود ساخت و قوم آلان را مجدداً به پریشانی تاریخی ـ همانند آنچه هزار سال پیش‌تر در اثر مهاجرت هون رخ داده بود دچار ساخت. فتنه‌ی مغول قوم آلان یا آس را به سه پاره تقسیم کرد.

از آن پس بازماندگان آلان ها که یک بخش به سمت کوه پایه ها و دره های قفقاز مرکزی عقب نشستند و تا به امروز در آنجا سکونت گزیده اند و خود را آس و ایرته و سرزمین شان را استیا و اوستیا-ایرستان و آلانیه می نامند و از نظر پراکندگی تعداد آنها تا حدود چهارصد هزار نفر می باشند که بخشی شاخه خود را ایران و بخش دیگر ایگوران می نامند و نام آلان نیز بصورت نام بومی و فلکلور در آنجا بنام است.

گروه دوم به همراه قبچاق ها به سوی اروپا کوچ نموده و در مجارستان مسکون گشتند. چنانکه در اسناد تاریخی روسی و مجاری از آنها بعنوان آس و یاس نام برده اند, نام ایشان تنها آثارشان است که بر ایالت یاز(اس) یا یاساگ-(استان اس) و مرکز آن در شرق بوداپست باقی مانده است. این دسته نیز سرزمین خود را جاس زساگ به معنی استان یاس می نامند. ایشان زبان و فرهنگ خویش را تا حدود سده 15م حفظ و رفته رفته زبان مجاری جایگزین شد.

گروه دیگر در خدمت خاقان مغول برای شرکت در اردوی جنگ آوری های مغول به مزدوری درآمدند که بنا بر نوشته تاریخنامه های چینی اهمیت نظامی و سلحشوری آسوها تاثیر فراوان در گستره پیشرفت مغولها داشتند. گروهی از محافظان ویژه قوبلای خان در پکن آسی بوده‌اند و از آنجا با پیشوایان مسیحی شهر رم مکاتبه می‌کردند. منابع فارسی دوره‌ی مغول نیز از خدمت آس‌های مسیحی در دربار پادشاهان مغول یاد می‌کنند. ابن‌بطوطه که خود سرای (پایتخت جانشینان چنگیز در دشت قبچاق، واقع در کرانه‌ی ولگا) را دیده بود جماعتی از ساکنان شهر را آس و دین ایشان را اسلام ذکر می‌کند.

ناگفته نماند تمامی آس های مهاجر که سرانجام در بومیان ترکیب شدند فرهنگ و زبان خود را فراموش کرده و تنها کسانی که در شمال قفقاز ماندن چگونگی اصلالت قومی خود را حفظ کرده اند. این گروه در دره‌های بخش علیای رود ته‌ رک و کوهپایه‌های شمالی و جنوبی جبال بزرگ قفقاز پناه برده و چندین قرن در انزوا زیستند.


معماری, هنر و صنعت آلان ها یا آس ها

از نظر صنعت و معماری, آنها را می توان از آثار معماری و صنایع دستی و هنری که برجای گذارده اند تا حدودی شناخت. بخشی از این آثار کهن گورستان هایی می باشند که تمامی مناطق قفقاز شمالی کشف و حفاری می شوند دخمه هایی که در عمق خاک کشف می شوند و هرگاه بخشی از چگونگی فرهنگی و آئینی آلان ها را مشخص می سازند. هر چند بنیه اطلاعاتی آنها همسان دخمه های سکاها و سرمتیها نیستند اما گام هایی می باشند بر اصالت آنها و بر چگونگی آئین تاریخی خاکسپاری همچون دیگر ملل آسیان(ی دفن همراه با ابزار و الات).

سازه هایی زمینی و زیرزمینی که برخلاف دخمه های ژرف آرامگاه های سده های نهم و دهم میلادی چنین مشخص می شود که معمولا دارای طاقی قوسی شکل می باشند. در اغلب گورها و بطور خاص در بخش علیای رود کوبان, دارای دالان ورودی می باشد که به دهلیزی سردابه شکل و بیضوی شکل منتهی می شود. حفریات زمیسکی شاخص ترین یافته های باستان شناختی آلان ها واقع در جمهوری ایرستان کنونی می باشد که در آن گورها صدها مقبره خاندانی از سده های یازده و دوازده م برآمده که همراه تعداد بسیار اشیاء و صنایع دستی آهنی-مفرغی و نقره, چوب و گل رسی می باشند. نقطه قابل توجه آنست که دسته ای از اشیایی که توسط صنعتگران محلی ساخته شده اند نمایانگر پیوند آلان ها با سرمت و همراه با آس های امروزی می باشد. البته اشیاء دیگری نیز وجود دارند که وارداتی و متعلق به ملل جنوبی بوده اند. بطور کلی با در نظر گرفتن نوع سبک ساخت صنایع و آثار مدفون, نشانگر اصالت مدنیت و پیوند آنها با مردمان فلات ایران و قفقاز جنوبی می باشد.

در برخی از مناطق مسکونی در باروهای محاط است که از تخته سنگ بنا و با نقوش هندسی و اشکال خاص جانوری و شمایل انسانی نقش داده شده اند. صنایع دستی آلانی ها را می شود به چند دسته تقسیم نمود:

آثار هنری آنها عبارت بود از زینت آلات, ظروف زرین و سیمین شده به سنگ‌ های کم بها که مخصوصا به رنگ سرخ‌ یا شیشه برجای مانده اند, اغلب زینت ‌آلات با نقش سر پرندگان مزین گردیده است. آویزه ها, ابزار و ادوات رزم و سوارکاری و کوزه‌های سفالی نیز بسیاری منقوش شده است(از سده‌های چهارم تا ششم میلادی ). شمایل ریخته شده‌ی و تندیس های انسان‌ به ویژه تمثال سوارکاران و الواح و پلاک های مفرغی آراسته به نقش‌های گل و گیاهی و هندسی (هنر سده‌های هفتم تا نهم میلادی)یکی دیگر از آثار هنری آنهاست. از همین عصر پاره‌هایی از جامه‌های نفیس نقش‌دار نیز برآورد شده است. اشیاء مکشوفه از مقابر, نمایانگر کمال هنر آلانی می باشد. این اشیاء نفیس شامل الواح طلاکاری یا زراندود شده, طلسم, جامه, زیور و لوازم آرایش زنانه می شود. نیام و غلاف, زین و یک لگام خاص, دهنه و تن‌ پوش اسب با گلدوزی و سوزن‌دوزی و طرح های برودری شده از طاووس آراسته می‌شد. تندیس یک بانو, بخصوص کهنترین نوع هنر علمی آس ها کنده کاری روی چوب و سنگ, ایجاد آثار فلزی بی نظیر و میله دوزی و غیره(سده‌های دهم تا دوازدهم) بوده است.

یک گور کشف شده از سرمت ها یا سرمتی ها

آس های بدوی در زمانی که بصورت قومی مسکون و یکجانشین شدند. کشاورزی و دامداری پیشه و اقتصاد خود را مغنی ساختند. و رفته رفته در قرون هشتم و نهم روابط ملوک الطوایفی در آنها پدیدار گشت و در اواخر قرن دهم یک دولت آلانی یا آسی تشکیل داده و روابط خود را با اقوام حدود دریای خزر و با دولت روم شرقی(بیزانسی)گسترش دادند. از آن رو با گستره تجارتشان شهرها نیز بوجود امد. آثار سکونتگاهی و گور دخمه ها در شمال رود دون و در شمال قفقاز بیانگر بنیه ثروت آلان ها می باشد. ایشان در حدود پیرامونی اقامتگاهای خویش دیوارهایی احداث می نمودند که از تخته سنگ های نازک تشکیل می شد و روی آنها طرح های هندسی و گاهی نیز طرح های دارای صورت های جانوری و انسانی و رزمی و آئینی نقش می کردند.


دین و مراسم آئینی و مذهبی آلان ها , آس ها - رقابت مذاهب

مسیحیت یکی از مهمتری رویدادها و گرایش های آلان ها و یا همان آس ها بشمار می آید. در مورد دین قبل از مسیحیت آنها هیچگونه اطلاعاتی در دست نیست و امروزه محققان تنها می توانند به چند منابع اندک رومی چون بیانات امیانوس و مارسیلیوس اکتفا کنند. حال با در نظر گرفتن شرایط زندگی یا همان کوچروی آلان ها در حدود سده های چهارم م می توان چنین استنباط کرد که آنها جایگاهای عبادی و حاملان دینی در جامعه خود نداشته و تنها مراسمات تاریخی قومی را چون نیایش شمشیری آخته بود که در دل خاک فرو می‌کردند. با وضع نمون اینکه شمشیر نمادی از ایزد جنگ یا خدای که در نزد مردم لاتین به مارس مشهور بود(شمشیر را نمادی از ایزد جنگ می توان تعبیر نمود) البته که ستایش ایزد جنگ و تجسم آن شمشیر در میان اغلب عشایر دشت های شمالی همه گیر بوده است. دیگر عنصری که از اعتقادات آلان هاست و با الهیات دیگر اقوام دشت های روسیه جنوبی همسانی دارد حرمت روان در گذشتگان و نیاکان است. که گمان می رود با مراسم ویژه ای که محتوایش نامعلوم است همراه بوده است. البته این آئین در آسیای مرکزی و فلات ایران نیز دارای احترام و تکلیف می باشد.

در این تصویر یک مراسم باستانی و آئینی متعلق به سرمتی ها و آلان ها را می بینیم که یک جنگجو و دوست دیرینه خود را که در جنگ کشته شده است به همراه شمشیر وی به خاک سپرده اند. این یک مراسم مهم بوده است که البته در دیگر اقوام ایرانی تبار مرسوم بوده است.

همانطور که ذکر شد, شمشیر نمادی مهم از ایزد جنگ در آیین های ایران باستان بود. در این تصویر بازسازی شده, نشان می دهد که قربانی گوسفندان و ریختن خون برای قربانی قبل از ورود اسلام به ایران ساسانی, آناتولی یا قفقاز در بین اقوام ایرانی رسم بوده است.

مسیحیت رفته رفته توسط مبلغان مذهبی بیزانسی و گرجی بر آلان ها یا اُس ها وارد آمد. یکی از این مبلغان دینی برای اُس ها تئودور(قرن سیزدهم)تنها از آنها به عنوان مسیحی نام می برد. بطور کلی مسیحیت نخستین بار در سده پنجم میلادی شروع به دعوت غیراندیشان نمود. اما در آغاز سده دهم م در عهد نیکلای عارف-بطریق(پاتریک)روم شرقی(901-925م)بود که گرایش جدی آلان ها به مسیحیت نمایان گردید. از آن رو کلیسای رسمی آلان نیز تاسیس شد و با سازمان دینی که اسقفی بر صدر آن می نشست. گواهی است که مبلغان گرجی و بیزانسی در ترویج مسیحیت بر آلان ها پیشرو بودند. دو سبک متمایز معماری کلیسا سبک یونانی بیزانسی در حدود شرقی و سبک گرجی در بخش مرکزی آلانیه بر جای مانده است. البته آنها تحت تاثیر حملات تاتارها و کاباردی ها هرچند به شکل ظاهری آئین اسلامی را پذیرفتند که این رویه نیز به بخش هایی می توان تقسیم نمود که شرایط بسیاری متعددی در این زمینه بوجود می آورند.

با ورود اسلام و گذر از ایران و رسیدن به حدود قفقاز آنها پای در عرصه جدیدی وارد نمودند بطوریکه قفقاز تحت تاثیر این دوگانگی قرار بگرفت که تا کنون ادامه داشته و چه قفقاز جنوبی و چه شمالی هر کدام هنوز نیمی مسیحی و نیمی مسلمان باقی مانده‌اند.

فراگیری ترویج اسلامی در حدود قفقاز به کندی پیش می رفت چنانکه در نواحی شمالی تا بعد از یورش مغول نیز حاصل نداشت. اعراب در اولی حمله خود به قفقاز شمالی در سال 33 هجری-642م نیز حاصلی در پی نداشت. ده سال بعد نیز با پیش روی سپاه خلیفه تا بلنجر پایتخت خزر با مقاومت خزرها روبرو و سرکوب گشتند. و لشکرکشی 103ه-722م بلنجر تصرف شد اما دوبار نیز وادار به عقب نشینی شدند. و در حدود 15 سال بعد فرمانده مروان بین محمد (خلیفه بعدی) با سپاه بزرگی در دو ستون همزمان از تنگه های داریال و دربند گذرکردند و به قلمرو آلان ها و سپس به استحکانات خزر دست یافته و اتل را در دهانه ولگا تصرف نمودند با اینکه این پیروزی نیز دوامی نداشت. در سال 244ه-857م بغا به فرمان خلیفه‌ی عباسی عازم فتح سرزمین‌ های مسیحی گرجستان و ابخاز و آلان و خزر شد. این بار نیز گسترش دینی نیز دست آوردی نداشت و پس از بازگشت لشکر خلیفه اهالی قفقاز شمالی, از جمله آلان استقلال خود را احیاء نمودند.

البته غیر از اسلام مسیحیت نیز در آلانیه با مقاومت روبرو بود چنانکه مسعودی می نگارد: ملوک آلان به دورانی که خلافت اسلام به دولت عباسی رسید به دین نصرانیت گرویدند که پیش از آن به رسم جاهلیت بودند و بعد از سال320-932م-از نصرانیت بگشتند و اسقفان و کشیشان خود را که پادشاه روم برای ایشان فرستاده بود بیرون کردند. ابن‌رسته معتقد است که پادشاه آلان مسیحی و عامه‌ی مردم بت‌پرست بوده‌اند. حدودالعالم می‌نویسد: ملک‌شان ترساست - و اندر میان ایشان مردمانی‌اند ترسا و مردمانی بت‌پرست.

اُس ها یا آلان ها نام خدا را خودساو که از نظر آنان خدای خدایان است بکار می برند. این نام در تکلم روزانه آنان به زبان می آورند.آنها باور دارند که او تنها حق دارد که در امور بشری دخالت کند و این امر را نیز تحت نظر خود توسط مقدسان یا دیگر نیروهای زیرمجموعه بنام دزوارها انجام می دهد. فرشتگان و ایزدان(اوستایی) و یا دواگ آنها را همراهی می کنند و هر شخص نیز دارای یکی از این فرشتگان زیرمجموعه هستند. واتسیلا(پدید آورنده تندر و محصولات) واستی دیژی(وی را سوار بر اسبی سپید می پندارند و حامی افراد خوب و گله های آنان در مقابل گرگان و دزدان است) توتیر(حامی گرگ ها که باید رضایت اورا جلب کرد) اواستی(حامی حیوانات وحشی) فالواره(حامی مهربان گوسپندان) برستپر(فرمانروایی زیرزمین که با مردگان ملاقات می کند و آنها را به دزانات(بهشت) یا زیندون (دوزخ) بنابر اعمال آنها می فرستد) کوردلاگون(آهنگر آسمانی) سفه(نگاهبان اجاق) خوت سوی دزور(محافظ ازدواج و عطا کننده کودک)

مریم مقدس(باتومیرام) در نزد زنان مورد احترام است. در خارج هر روستا او را بصورت پیکر سنگی نشان می دهند. حامیان دزورها و مسافرها نیز هستند. جایگاه هایی که جنبه مقدس آن مربوط به آن می شود که اقامت های دزورهای شخصی محسوب می شوند. این جایگاها در نظر آس ها(آلان ها)مقدس اند. که بیشتر ویژه مسیحیان است و جایگاه های دیگر تنها در نظر روستائیان پیرامون مورد احترام است. هر منزلی آقای محل خاص خود را دارد و عروس قبل از ترک خانه خویش باید نخست اجازه مرخصی او را داشته باشد و آقای جدید خانه خود را مورد احترام قرار دهد.

آلان ها یا آس ها دارای رویه زندگی خاصی هستند که مراسم ها و جشن ها بخشی از امور آنان هستند, بطوریکه محتوای بیشتر آن از منشا مسیحی است. مراسم مذهبی به دو بخش تقسیم می شود: کوود به معنای عبادت و خیست به معنای مراسم مردگان. جهت قربانی کردن مراسم و تشریفاتی وجود دارد. بطوریکه اشخاص پیر نخست دعا را خوانده و پشم تن حیوانات را اندکی می سوزاند و جامی پر از شراب بر اتش می افشاند و جوانی گردن حیوان را با مراسم خاصی می برد. هنگامی که همگی در کنار میز نشسته اند رئیس خانواده دعایی طولانی می خواند و دیگران آمین می گویند. در پایان وی کمی از شش های حیوان را که در چربی پیچیده شده بر آتش گذاشته و مردی نیز که سن او از صاحب خانه اندکی کمتر است دعای مختصری می خواند و کمی شراب بر اتش می پاشد.پس از آنکه خوردنی و آشامیدنی را برکت دادند. جشن را آغاز می نمایند. زنان اجازه دخول در این مراسم را نداشته و تنها از باقیمانده غذا استفاده می کنند.

وقایع خاص سال عبارتند از: جشن سال نو و مراسم آب پاشان (اپیفانی) یا جشن تجلی مسیح, و همزمان مراسم قربانی کردن بره برای فرشته نگاهبان خانه انجام می گیرد که نیمی از حیوان را در داخل خانه به خاک می سپارند. و کمخسان نیز جشنی می باشد که به یاد میدگان برپای می شود: از این رو که هر خانواده ایی که مرگی در آن اتفاق افتاده در این مراسم شرکت می جوید و گوسفندان و شراب تقدیم می گردد و بعد از آن به ستایش مردگان مسابقه سوارکاری به افتخار آنها به پای میدارند و سلاح و اشیاء متعلق به او به عنوان جایزه توزیع می گردد. سپس ماه روز به افتخار توتیر پیش می آید تا او را ترغیب کنند, گرگ های خود را نگاه دارد و جان گوسپندها را ببخشد. توجیه این جشن آن است که مسیح جایی در بهشت تنها به کسانی می دهد که بطور شایسته روزه گرفته باشند و مردم از برستیر می خواهند که بگذارد نیاکان شایسته آنها وارد بهشت شوند. سپس جشن سنت نیکلا برپای می شود که در طی آن برای هر چهار خانواده یک گاو نر قربانی می کنند. در ماه مه جشن خدای بزرگ در پایان شخم زدن زمین برپا می کنند.

خط و زبان آس ها

شیوه زبانی اُس ها یکی از زبان های ایرانی می باشد که دارای جنبه های وبژه ای بوده که برامده از زبان های ایرانی موجود در دشت های جنوبی روسیه بوده, می باشد. نام برخی از رودخانه ها مانند دون, دانوب, دنیستر احتمال می رود از کلمه اُسی دون برآمده که به معنای رودخانه می باشد. آسی دارای دو گویش می باشد-یکی ایرون(احتمالا ایران) و دیگری دیگوری(قدیمی تر از ایرون) که در بخش غربی دره اوروخ تکلم می شود. زبان اُسی بسیار از ویژگی های زبان آلان ها و سکاها را با خود دارد. ساکنان منطقه اولاقوم به لهجه ای که مخلوطی از این دو گویش است سخن می گویند. در این زبان هفت مصوت و بیست صامت وجود دارد و ساختار زبان آن صرفی می باشد.کتیبه ای که از 941 م برجای مانده نخستین مدرک مکتوب به زبان آسی و با حروف یونانی نوشته شده است. یک نوع خط متکی بر خط روسی به وسیله شگرن در 1844 اختراع شد .از 1923 تا 1938 خط اس متکی بر الفبای لاتین بود. در برخی نقاط الفبای روسی متداول گردید.

ادبیات اُس ها
ادبیات اسی دارای بیش از صد سال سابقه می باشد و گمان می رود که آلان ها نیاکان آس های کنونی در قرن پنجم م زبانی مکتوب داشته اند. همانطور که ذکر گردید آلان ها در قرون وسطی در طی حمله تاتارهای مغول از میان رفتند, و سنت های فرهنگی و اجتماعی شان قطع گردید. چنین است که هیچگونه اطلاعی مستندی در باب آثار مکتوبشان به جای نیست. بعد از این یورش مردم به یم سنت مردمی و باستانی گرویدند و از میان میراث غنی شان چندها نوع اثر ادبی شامل قصه های مربوط به قهرمانان, آواز ها, ضرب المثل ها, قصه های عامیانه, داستان های تاریخی و اثر حماسی نارتی(حماسه نرت حماسه ملی مردمان ایرانی‌تبار قفقاز شمالی و مردمان بازمانده آلان است) برجای بماند. در قرن هجدهم یک زبان مکتوب اُسی بوجود آمد که متکی بر الفبای روسی و نخستین کتاب زبان اُسی بود. در قرن نوزدهم یالگزیده(1830-1775)خطی متکی بر الفبای گرجی اختراع نمود ولی الفبای متکی بر خط روسی غالب گردید. در سال 1865 ممسوراوف(1898-1843)نخستین اشعار اُسی را سرود ولی مردم تا تاسیس دولت شوروی به خواندن آن نپرداختند. یکی از متفکران و نویسندگان اُسی در قرن نوزدهم ختاگوروف(1906-1859)بود که اندکی پس از ممسوراوف به زبان اُسی شعر سرود و آثاری بوجو آورد که از لحاظ بنیه محتوایی غنی و ممتاز بود. دیگر افراد برجسته در این زمینه نیز کانوکوف-کوبالوف-وگوردژبیتی می توان نام برد.

آلان ها در ادب فارسی

در متون ادب فارسی و ایرانی نام این قوم بسیار اشاره شده است, چنانکه در حدود العالم در باب ایشان امده است: مشرق و جنوب وی سریر می باشد و مغرب وی روم است و شمال اش دریای خزر و به خاک خزر بود و این ناحیه ای می باشد اندر شکستگی ها و کوه ها و جایی با فراوانی و ملکشان ترساست و مردمانی بت پرست اند که گاه کوهی اند و گاه دشتی, و لشکر ملک اینجا به شهر خیلان باشد و بندر کاسک و شهر در آلان از این ناحیه می باشد. شرفنامه منیری آلان روایتی از ایران و ترکستان یاد می کند. قطران تبریزی درباره آلان چنین بیان می دارد
خبر دهند که چون او رود به حرب عدو بود به لشکرش اندر شه آلان و خزر

خاقانی درمورد این قوم آورده است, چون زسواد شابران سوی خزر سپه کشید - روس و الان تهند سرخدمت پای شاه را, و نیز: تف تیغ هندی هندوستانی علی الروس در روس و آلان نماید.

نظامی نیز چنی بیان می دارد: بگرداگرد خرگاه کیانی - فروه هشته نمدهای الانی

و به بیان فرودوسی بزرگ:

آلانان و غز گشت پرداخته - شد آن پادشاهی همه تاخته

بخواند و بسی پندها دادشان - براه الانان فرستادشان

با ایرانیان گفت الانان و هند - شد از بیم شمشیر ما چون پرند

کشیدند لشکر بدشت نبر - الانان و دریا پس پشت کرد

نوشتن نظر